جوانان اهل سنت شهرستان خواف
این وبلاگ نتیجه تلاش جوانان اهل سنت شهرستان محروم ومرزی خواف می باشد
|
|
|
نوشته شده در تاريخ جمعه 15 آبان1388 توسط ابوعمر
|
داستان ایمان آوردن: *1* یورباناتونی یا لیلی *2* پولی کریستوفر یا محمد *3* لینا یا خدیجه اشاره: در عصری که غرب برای تخریب چهره اسلام از هیچ کوششی فروگزار نمیکند، و همواره اسلام را دینی مرتجع و تروریستی معرفی میکند، بسیاری از غربیان را میبینیم که ازروی فهم و علاقه و خرسندی کامل به دین اسلام روی میآورند، وآن را دین صلح ومحبت مینامند. مرکز اعلان اسلام برای خارجیان که چند ماهی است در دانشگاه الازهر تأسیس شده است و شیخ فرحات المنجی بر آن نظارت دارد، شاهد اسلام آوردن عدۀ زیادی از خارجیانی است که با علاقۀ فراوان اسلام را دین فطرت مینامند، و معتقدند که اسلام بر تعاون بین ملتها تأکید میورزد و چیزی است که انسان را از پستی و رذالت به عالیترین درجات انسانیت سوق میدهد. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ جمعه 15 آبان1388 توسط ابوعمر
|
براساس سرگذشت نفر دوم کلیسای کاتولیک در غنا او را هنگامی که کودکی بیش نبوده به اردوگاههای خود بردند. در آنجا به او لباس پوشاندند واجازه دادند در مدارس خودشان به تحصیل بپردازد. بعد از مدتی او را در تحصیل باهوش یافتند به همین خاطر در تریبتش کوشش به خرج دادند، او نیز توانست جواب اعتمادهای آنان را به خوبی بدهد به طوری که به عالیترین مدارج تحصیلی رسید. مبلغین مسیحی از ابتدا روی او حساب ویژهای باز کرده بودند. بعدها او نیز به یک مبلغ تمام عیار تبدیل شد که با بیان شیوای خویش و تطمیع مسلمانان فقیر آنها را جذب مسیحیت میکرد. او در این راه به موفقیتهای بسیاری دست یافت وتوانست پلههای ترقی را یکی پس از دیگری بپیماید و به مقام دوم کلیسا پس از کشیش اعظم در کشور «غنا» دست یابد. بعد از اینکه به موازات تعالیمی که از مبلغین مسیحی دریافت کرده بود توانسته بود زندگی مرفهی را برای خود و خانوادهاش به هم بزند، روزی از خود میپرسد: «فقر و گرسنگی مرا به سوی مسیحیت کشاند، پس عامل دیگری که مرا مجذوب این دین کرده باشد وجود ندارد. بلکه این فقر و نداری بود که مرا بسوی این دین کشاند. چرا بعد از این همه سال من اطمینان قلبی ندارم؟ چرا همواره از زندگی پس از مرگ نگرانم؟ بعد از مرگ سرنوشت من به کجا میانجامد؟» ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 آبان1388 توسط ابوعمر
|
لطفا من را بزن! جناب شيخ! لطفا من را بزن! پس از پایان سخنرانی جوانی نزدم آمد و گفت: جناب شیخ می خواهم با شما صحبت کنم. گفتم با کمال میل. گفت: من تحت تاثیر حرف های شما قرار گرفته ام و به خدا جز توبه تصمیم دیگری ندارم. گفتم: تصمیم درستی گرفته ای. به بخشش الله و به خیر او امیدوار باش.. درحین صحبتم با او درباره ی فضیلت توبه متوجه شدم که نگاهش ناگهان بسوی زمین متوجه می شود . دوباره به من نگاه می کند. سپس به من گفت: شیخ! می شه من رو برنی؟با تعجب گفتم: بله؟! گفت: می شه من رو بزنی؟ گفتم: جدی می گویی؟ گفت: بله. جدی می گم. گفتم: چرا؟ گفت:الان که دارم با شما حرف می زنم مست هستم. سعی می کنم حواسم رو جمع کنم اما عقلم تحت کنترل خودم نیست. به خدا من به دنبال خیر هستم، خواهش می کنم توی سرم بزن تا حواسم بیاید سر جایش! تعجب کردم... این اولین باری که توی چنین موقعیتی قرار می گرفتم... گفتم: چند سال داری؟ گفت: 18 سال گفتم: فقط 18 سالت هست و گرفتار الکل هستی؟! اگر پدرت از این مساله باخبر شود چه خواهی کرد؟ گفت: خدواند پدرم را هدایت کند. و چیزی نگفت. گفتم: چرا؟ گفت: چون پدرم شرب خمر را یادم داده! گفتم: پدرت مشروب خور است؟ گفت: بله، همینطور برادرم و عموهایم. من هم مدتهاست گرفتارم. ادامه داد: تعجب خواهی کرد اگر بگویم تنها انسان صالح توی خانواده ی ما مادرم است. الان حدود 30 سال است که مادرم با پدرم زندگی می کند و پدرم و همه ی خانواده اینطور هستند. پدرم ما را به کشورهای دیگر می برد و پیش می آمد که ما را با خود به رقاصخانه ها می برد و مادرم را هم مجبور می کرد که همراه ما بیاید... مادرم تویی آن محل فساد فقط سرش را زیر می انداخت و می گفت: سبحان الله... الحمدلله... لا اله الا الله... الله اکبر... تا اینکه برمی گشتیم. میخواهم توبه کنم شاید خداوند چشمان مادرم را به توبه ی من روشن کند... گفتم: جز مشروب خوری، مشکل دیگری هم داری؟ او هم گناهان بزرگ دیگری را نام برد... بهش گفتم: نماز هم می خوانی؟ گفت: نه، چهار سال می شود نماز را ترک کرده ام. فقط توی مدرسه گاهی نماز می خوانم، آن هم بدون وضو! گفتم:عجیب است! چهار سال بدون نماز؟ انجام این گناهان با ترک نماز خیلی طبیعی است. پروردگار می گوید: «نماز از فحشا و منکر باز می دارد» (سوره ی عنکبوت:45) به او گفتم: اگر جدی هستی شروع به نماز خواندن کن، همینطور دست از نوشیدن مشروب بردار و همه ی فواحش را ترک کن. اگر واقعا جدی هستی بعد از یک هفته خواهم دیدت... بعد از یک هفته به دیدنم آمد. گفتم چه کار کردی؟ گفت: قسم به خدا که حتی یک نماز را ترک نکردهام و نه حتی یک جرعه مشروب به دهانم نزدیک نکرده ام... گفتم: حتما دوستانت را عوض کن. مطمئن باش خداوند به جای آنها دوستان خوبی به تو خواهد داد. یک هفته بعد باز بیا پیش من. دفعه ی بعد که او را دیدم گفت: مژده بده شیخ! دوستان قدیمی را رها کردم. همینطور از گوش دادن ترانه های بی معنی دست کشیده ام. الان هم روزی حداقل یک جزء کلام الله را می خوانم و همینطور نمازهای سنت را هم می خوانم و هر عمل خیری که از دستم بربیاید بین خودم و خدایم انجام می دهم. الان احساس می کنم در سعادت و خوشبختی بزرگی سیر می کنم. سعادتی که دنیا به اندازه ی آن ارزش ندارد و جز در طاعت پروردگارم جای دیگری آن را پیدا نخواهم کرد. با خودم گفتم: سبحان الله! رحمت پروردگار چه بزرگ است... تا قبل از یک ماه همین جوان در حال مستی با من حرف می زد و الان نماز تهجدش هم ترک نمی شود و نور ایمان از صورتش نمایان است!...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 آبان1388 توسط ابوعمر
|
هفتاد و پنج وصیت برای جوانان آنچه مي آيد وصيت هاي اسلامي با ارزشي است كه در تمام مراحل زندگي از عبادات، معاملات، اخلاق، آداب و … وجود دارد كه ما آن را به جوانان مسلماني كه بر شناخت آن چه او را نفع مي رساند براي تذكر و يادآوري تقديم مي داريم زيرا تذكر و يادآوري به مؤمنان نفع مي رساند. اميدواريم كه خداوند به وسيله آن به كسي كه آن را مي خواند يا به آن گوش مي دهد نفع برساند و پاداش بزرگ براي كسي كه آن را تأليف كرده يا نوشته يا به آن عمل كرده است، بدهد. خداوند براي ما كافيست و او بهترين حافظ و نگهبان است. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ جمعه 17 مهر1388 توسط ابوعمر
|
مژده مژده مراسم ختم البخاری در شهرستان خواف امروز ما خبری خیلی خوشحال کننده برای جامعه اهل سنت داریم آن هم اینکه بعد از چند سالی که به دلایلی مراسم ختم البخاری درشهرستان خواف انجام نگرفته بود امسال به یاری حق این مراسم برگزار می شود لذا از کلیه دوستداران وعلاقمندان دعوت بعمل می آید. زمان : روز جمعه مورخه 88/07/24 مکان مصلای بزرگ اهل سنت شهرستان خواف %منتظرتان حضور سبزتان هستیم% باتشکر : جوانان اهل سنت شهرستان خواف نوشته شده در تاريخ جمعه 10 مهر1388 توسط ابوعمر
|
من یک ملکه ام! داستان اسلام آوردن یک بانوی ژاپنی بانوی مسلمان ژاپنی - Nakata Khaula در آن زمان که تازه به اسلام گرویده بودم،
بحثهاى جدى درباره دختران محجبه در مدارس فرانسه وجود داشت
که هنوز هم وجود دارد. اکثریت بر این نظر بودند که مسئله حجاب، خلاف این اصل را
ثابت مىکرد که مدارس دولتى فرانسه باید نسبت به مذهب دانشآموزان بىتفاوت باشند و حتى
من، به عنوان یک غیرمسلمان، مىاندیشیدم که چرا باید چنین وسواسى درباره موضوعى
کوچک - روسرى دانشآموزان - وجود داشته باشد. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 مهر1388 توسط ابوعمر
|
آیا اسلام مسئول عقبماندگی مسلمین است؟
واقعیتهای تاریخی که هیچ مجالی برای شک و تردید باقی نمیگذارند بیان می کنند که اسلام در مدت زمانی کوتاه،توانست با شکوهترین و طولانی ترین تمدن را در تاریخ بنیانگذاری کند. دانش فراوان در زمینههای مختلف علوم و فنون که مسلمین از خود بر جای گذاشتهاند هنوز هم شواهدی هستند که حاضر پیشرو داریم و کتابخانههای دنیا هزاران نسخة خطی عربی - اسلامی را در بر میگیرند که نشان میدهند تا چه اندازه تمدن مسلمین ریشه دار و اصیل بوده است. آثار اسلامی پراکنده در تمام دنیای اسلامی نیز به عظمت آنچه هنر اسلامی بدان دست یافته است شهادت میدهند. تمدن مسلمین در اندلس، و آثار بر جای مانده از آن تا به امروز نیز، در خود اروپا شاهد بر ادعای ما است. اروپا در قرن دوازده و سیزده فعالانه شروع به ترجمه علوم مسلمین کرد و تمدن جدید خود را براساس آن، بنا نهاد. قرآن کریم، علم و علماء را بسیار گرامی می دارد و انسان را بر تدبر در هستی و تحقیق در آن و آبادانی زمین تشویق میکند و اولین آیات قرآن که نازل شدند، انسانها را به اهمیت علم و خواندن و تدبر یادآوری میکنند. این آیات پیام مهمی داشتند که از همان ابتدا، مسلمانان متوجه آن شدند و همچنین یاری رسانی اسلام به رشد تمدن، از لحاظ مادی و معنوی، نیاز به دلیل ندارد. اسلام تاوان عقب ماندگی مسلمین را در عصر حاضر، به عهده نمیگیرد. چون اسلام مخالف تمام انواع عقب ماندگی است. آنگاه که مسلمانان از درک معنای واقعی اسلام عاجز شدند، از زندگی عقب افتادند. مالک بن نبی - مفکر جزائری - در این مورد صادقانه اظهار نظر میکند و میگوید : عقبماندگیای که امروز مسلمانان از آن رنج میبرند، سبب آن اسلام نیست بلکه این، سزایی است شایسته از ناحیه اسلام بر مسلمین، به سبب اینکه اسلام را رها کردهاند نه به سبب تمسک به آن همچنانکه برخی نادان میپندارند. پس عقبماندگی مسلمین هیچ ربطی به اسلام ندارد. اسلام بر روی هر توسعهی تمدنی که خیر و سعادت انسان را در بر گیرد باز بوده و همچنان باز خواهد ماند. هر گاه مسلمانان اسباب واقعی عقب ماندگی خود را بررسی کنند، اسلام را بین این اسباب نخواهند یافت. عوامل خارجی زیادی وجود دارند که اکثر آنها بر جای مانده از دوران استعماری هستند که سرزمینهای اسلامی را از پیشرفت باز داشتند. و این به نوبه خود - به اضافه بعضی عوامل خارجی - باعث شدند که مسلمانان عناصر مثبت و ارزشهای محرک در اسلام را فراموش کنند. جائز نیست، اسلام با واقع اسف بار امروز دنیای اسلام آمیخته شود. عقب ماندگی ای که امروز مسلمانان از آن رنج می برند، مرحلهای از تاریخ آنان به شمار میآید و هرگز به معنای این نیست که تا ابد اینطور باقی خواهند ماند. جائز نیست، اسلام متهم شود به اینکه عامل عقبماندگی مسلمین شده است، همچنانکه جائز نیست که در عقب ماندگی کشوهای امریکای لاتین مسیحیت متهم گردد. امانت علمی ایجاب میکند که حکم بر موضعگیری اسلام نسبت به تمدن، براساس بررسی موضوعی اصول اسلام، و از روی انصاف صورت گیرد نه بر اساس شایعات، اتهامات و پیش داوریهای باشد که هیچ ربطی به حقیقت ندارند.
واقعیتهای تاریخی که هیچ مجالی برای شک و تردید باقی نمیگذارند بیان می کنند که اسلام در مدت زمانی کوتاه،توانست با شکوهترین و طولانی ترین تمدن را در تاریخ بنیانگذاری کند. دانش فراوان در زمینههای مختلف علوم و فنون که مسلمین از خود بر جای گذاشتهاند هنوز هم شواهدی هستند که حاضر پیشرو داریم و کتابخانههای دنیا هزاران نسخة خطی عربی - اسلامی را در بر میگیرند که نشان میدهند تا چه اندازه تمدن مسلمین ریشه دار و اصیل بوده است. آثار اسلامی پراکنده در تمام دنیای اسلامی نیز به عظمت آنچه هنر اسلامی بدان دست یافته است شهادت میدهند. تمدن مسلمین در اندلس، و آثار بر جای مانده از آن تا به امروز نیز، در خود اروپا شاهد بر ادعای ما است. اروپا در قرن دوازده و سیزده فعالانه شروع به ترجمه علوم مسلمین کرد و تمدن جدید خود را براساس آن، بنا نهاد. قرآن کریم، علم و علماء را بسیار گرامی می دارد و انسان را بر تدبر در هستی و تحقیق در آن و آبادانی زمین تشویق میکند و اولین آیات قرآن که نازل شدند، انسانها را به اهمیت علم و خواندن و تدبر یادآوری میکنند. این آیات پیام مهمی داشتند که از همان ابتدا، مسلمانان متوجه آن شدند و همچنین یاری رسانی اسلام به رشد تمدن، از لحاظ مادی و معنوی، نیاز به دلیل ندارد. اسلام تاوان عقب ماندگی مسلمین را در عصر حاضر، به عهده نمیگیرد. چون اسلام مخالف تمام انواع عقب ماندگی است. آنگاه که مسلمانان از درک معنای واقعی اسلام عاجز شدند، از زندگی عقب افتادند. مالک بن نبی - مفکر جزائری - در این مورد صادقانه اظهار نظر میکند و میگوید : عقبماندگیای که امروز مسلمانان از آن رنج میبرند، سبب آن اسلام نیست بلکه این، سزایی است شایسته از ناحیه اسلام بر مسلمین، به سبب اینکه اسلام را رها کردهاند نه به سبب تمسک به آن همچنانکه برخی نادان میپندارند. پس عقبماندگی مسلمین هیچ ربطی به اسلام ندارد. اسلام بر روی هر توسعهی تمدنی که خیر و سعادت انسان را در بر گیرد باز بوده و همچنان باز خواهد ماند. هر گاه مسلمانان اسباب واقعی عقب ماندگی خود را بررسی کنند، اسلام را بین این اسباب نخواهند یافت. عوامل خارجی زیادی وجود دارند که اکثر آنها بر جای مانده از دوران استعماری هستند که سرزمینهای اسلامی را از پیشرفت باز داشتند. و این به نوبه خود - به اضافه بعضی عوامل خارجی - باعث شدند که مسلمانان عناصر مثبت و ارزشهای محرک در اسلام را فراموش کنند. جائز نیست، اسلام با واقع اسف بار امروز دنیای اسلام آمیخته شود. عقب ماندگی ای که امروز مسلمانان از آن رنج می برند، مرحلهای از تاریخ آنان به شمار میآید و هرگز به معنای این نیست که تا ابد اینطور باقی خواهند ماند. جائز نیست، اسلام متهم شود به اینکه عامل عقبماندگی مسلمین شده است، همچنانکه جائز نیست که در عقب ماندگی کشوهای امریکای لاتین مسیحیت متهم گردد. امانت علمی ایجاب میکند که حکم بر موضعگیری اسلام نسبت به تمدن، براساس بررسی موضوعی اصول اسلام، و از روی انصاف صورت گیرد نه بر اساس شایعات، اتهامات و پیش داوریهای باشد که هیچ ربطی به حقیقت ندارند. نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 مهر1388 توسط ابوعمر
|
گناه کن اما به چند شرط !! شخصی به نزد ابراهیم بن ادهم آمد و عرض کرد : ای شیخ ، نفسم مرا وادار به ارتکاب گناه می کند مرا پندی ده. ابراهیم خطاب به وی فرمود: آنگاه که نفست تو را وادار به نافرمانی ومعصیت پروردگار نمود ، او را اطاعت نموده و گناه کن وهیچ باکی بر تو نیست اما به چند شرط. مرد گفت: آنها را برایم بازگو کن. ابراهیم فرمود: هرگاه خواستی مرتکب گناه شوی در جایی مخفی شو که خداوند تو را نبیند. مرد گفت : سبحان الله.....چگونه خود را از او مخفی کنم در حالیکه هیچ چیزی از او پوشیده نمی ماند. سپس ابراهیم گفت: سبحان الله..... آیا شرم نمی کنی که نافرمانی خدا را انجام دهی در حالیکه او تو را می بیند. مرد ساکت شد و فرمود: بیشتر بازگو. ابراهیم فرمود: اگر خواستی معصیت پرودگار را انجام دهی بر روی زمین او این کار را نکن. مرد گفت: سبحان الله..... کجا بروم در حالیکه تمام گیتی از آن اوست. ابراهیم فرمود: آیا از نافرمانی خدا شرم نمی کنی در حالیکه بر روی زمینش زندگی می کنی؟ مرد گفت: دیگر باز گو. ابراهیم فرمود: هرگاه خواستی معصیت پروردگار را انجام دهی از روزی اش مخور. مرد گفت: سبحان الله .... چگونه زندگی کنم در حالیکه تمام نعمتها از جانب او می باشد. ابراهیم فرمود: آیا شرم نمی کنی معصیت خدا را انجام دهی در حالیکه او آب وغذایت را روزی ات می گرداند ونیرویت را حفظ می نماید. مرد گفت: بیشتر باز گو. ابراهیم فرمود: هنگامی که معصیت پروردگار را انجام دادی سپس فرشتگان به نزدت آمدند تا تو را با خود به درون آتش جهنم ببرند همراه آنها نرو. مرد گفت: سبحان الله.... مگر من از چنین قدرتی بر خوردار هستم که بر آنها غالب شوم ؟ بلادرنگ مرا با خود خواهند برد. ابراهیم فرمود: هنگامی که گناهانی را که مرتکب شده ای و در کارنامه اعمالت ثبت شده اند می خوانند آنها را انکار کن. مرد گفت: سبحان الله.... پس کجایند فرشتگانی که اعمال انسان را می نویسند و مراقب کردار او هستند ، وکجایند شاهدانی که به سخن در خواهند آمد؟!! سپس آن مرد گریست و راه بازگشت را در پیش گرفت در حالیکه این جملات را تکرار می کرد: پس کجایند فرشتگانی که اعمال انسان را می نویسند و مراقب کردار او هستند ، وکجایند شاهدانی که به سخن در خواهند آمد؟!!
منبع سایت بیداری اسلامی: www.bidary.com نوشته شده در تاريخ یکشنبه 29 شهریور1388 توسط ابوعمر
|
بسمه تعالی
باسلام عید رمضان آمد وماه رمضان رفت صدشکر که این آمد و صد حیف که آن رفت عید سعید فطر برتمامی مسلمانان جهان مبارک باد. باتشکر: جوانان اهل سنت شهرستان خواف نوشته شده در تاريخ جمعه 20 شهریور1388 توسط ابوعمر
|
هجوم... از آسمان! برادرعزيز... خواهر گرامي... ميخواهم با شما درد دلي آغاز کنم؛ در رابطه با وسيلهاي که آن را بر بلنداي بام خانهات قرار دادهاي، وسيلهاي كه قامتش را با فخر و سرور برافراشته و با تکبّر و غرور کامل سر خود را بالا گرفته و ابرها را ميخراشد. دستانش را براي دوستي به سمت هر كس و ناكسي ميگشايد و از هر گونه موج آسماني با آغوش باز استقبال ميكند. و... شما در خانهات نشستهاي و بر لطيفترين فرشها ومبلها تکيه دادهاي وبهترين نوشيدنيها وخوردنيها را در کنارت قرار دادهاي و درها و پنجرهها را بستهاي. کنترل را در دست گرفتهاي و آن را هر لحظه تغيير ميدهي از کانالي به کانال ديگر. با خود ميگويي «چه کسي مانند من است! هر جا دلت ميخواهد بگير. دنيا در دست توست!» در حاليکه لبخند ميزني، صحنههاي از زنان لخت وعريان از مقابل ديدگانت ميگذرد وبا ديدن اين صحنههاي زشت وکثيف آب دهانت جاري ميشود. از فيلمها به سريالها، از رقصها به ترانهها و موسيقيها و از گناهي به گناهي ديگر. از گناه صغيره به گناه کبيره. آرام آرام نقطههاي سياه و متعفّن در قلبت ايجاد و سپس تمام قلبت را فرا ميگيرد و قلب تو را ميميراند. ديگر هر بدي را دوست ميداري و هر خوبي را ناپسند و روزبهروز و لحظه به لحظه به بديها نزديکتر ميشوي!
آثار مخرّب کانالهاي ماهوارهاي
خلل در عقيده وشکّ در آن امروزه اکثر هنرپيشهها و بازيگران تلويزيون وخوانندگان خصوصاً غربيها به هيچ دين ومذهبي پايبند نيستند و به هيچ کدام از اديان آسماني ايمان ندارند و در برنامههايشان کلمات مسخرهآميز وشکّ برانداز به اديان و مذاهب الهي نسبت ميدهند. اكثر اين برنامهها از طريق کانالهاي يهودي و نصراني پخش ميشود.
خلل در عقیده ولاء و براء (دوستي و دشمني بخاطر الله) يكي از مهمترين مقولههاي عقيده دين مبين اسلام اين است که شخص مسلمان، برادران مسلمانان خود را دوست بدارد وخيرخواه آنان باشد و مشرکين را دشمن بدارد و خيرخواه آنان نباشد. اما مشاهده پياپي سبك زندگي غربيها از طريق فيلمها و موسيقيها، اين عقيده را تضعيف ميکند؛ تا جاييکه فرد، دشمنان خدا را دوست ميدارد. امروزه دلبستگي پسران و دختران جوان به هنرپيشهها، ستارههاي نقش اوّل و خوانندگان زياد شده و اصلاً اهمّيّتي نميدهند به اينکه اينها کافر هستند. برايشان مهمّ نيست که يک کافر و مشرک را دوست بدارند. در حاليکه خداوند متعال ميفرمايد: «لا تجد قوما يؤمنون بالله واليوم الآخر يوادون من حاد الله ورسوله ولو كانوا آباءهم أو أبناءهم أو إخوانهم أو عشيرتهم » [ المجادلة٢٢] «هرگز نمييابي گروهي كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشند ولي دشمنان خدا و رسولش را هم دوست بدارند؛ هرچند كه آنان پدران يا فرزندانشان يا برادرانشان يا قوم و قبيلهشان باشند.» هيچ وقت ايمان به الله، همراه حبّ و دوستيِ دشمنانِ الله در قلب مومن يكجا جمع نميشود. چگونه به خدا ورسولش ايمان داري در حاليکه محبّت شخصي که به خدا و رسول خدا کفر ميورزد، در دل داري؟ اين امري عجيب و غيرممکن است!
تقليد عقايد و عادات يهــود و نصـــــــــاري يکي از خطرات کانالهاي ماهوارهاي تقليد عادات واعمال حرامي است که از طريق مشاهده زياد فيلمها صورت ميپذيرد. از جمله عادات حرام: 1- خم شدن و رکوع و تعظيم کردن براي انسان؛ درحاليکه فقط مخصوص الله عزوجل است؛ 2- پوشيدن گردن بندها وزنجيرها و صليبهايي که از طلا ونقره ميباشد؛ 3- برپاکردن عيدها و مراسمات غير شرعي و غير ديني 4- آراستن مو و پوشيدن لباس مانند آنها و...غيره.
انتشار کفر وشرک و الحاد آنها مسلمانان را از طريق فيلمهاي ماهوارهاي به سوي کفر و بيبندوباري ميخوانند و آنها رابا حرفهاي پوچ وبيارزش که هيچ گونه دليل ومدركي ندارند، فريب ميدهند . آنان مسلمانها را بسوي اعمال کفرآميزي مانند سحر وجادو وطلسم فرا ميخوانند. (العياذ بالله)
ضعيف شدن سطح علمي و آموزشي جوانان ونوجوانان يک تحقيق علمي جهت بررسي اثر مخرّب تلويزيون بر سطح علمي و تحصيلات دانش آموزان، نشان داده است که 64 درصد دانش آموزان بخاطر تماشاي اين فيلمها ازعلم و تحصيل عقب افتادهاند! ببينيد وقتي که تلويزيون به تنهايي دانش آموزان را اينگونه از علم جدا ميکند، پس کانالهاي مبتذل و فاسد ماهواره چه تأثيري بر روند علم و تحصيل خواهد داشت؟
انتشار سستي و تنبلی يکي از بيماريهايي که دانش آموزان وکارکنان وکارمندان به آن مبتلا شدهاند، تماشاي شبانهروزي کانالهاي مخرّب است. شب تا صبح مشغول نگاه کردن آن هستند وبرنامه زندگيشان وشب زندهداريهايشان تماشاي اين کانالها شدهاست. در حاليکه نميتوانند به موقع سر کلاس و يا سرکارشان حاضر شوند. هميشه با تأخير و سستي در درس و زندگي ظاهر ميشوند و نشاط و شادابي را از خود وخانواده خود ميگيرند. وزراي فرهنگ كانادا و يونان از اينکه کشورشان مورد تهاجم فرهنگي امريکا قرار گرفته است، اعتراض وشکايت ميکنند و ابراز تأسف ميکنند. آنها درحالي اینگونه اعتراض ميكنند که منهج ديني وسياسي آنها يكسان است! پس چگونه ما مسلمين که بر دين حنيف وراستين اسلام هستيم اعتراض و شکايت نکنيم؟
انحراف وپر خاشگري يکي از نتايج شوم وبد اين دستگاه انحراف جوانان و خانواده ميباشد. يکي از گزارشات وتحقيقاتي که در اسپانيا انجام شده بيانگر آنست که 39 درصد اتّفاقات ناشي از شرارت وپرخاشگري جوانان در زندگي و روابط اجتماعي وسايرحوادث انحرافي برگرفته از مشاهده فيلمها وسريالهاي مخرّب و (به اصطلاح اكشن) ميباشد .
دزدي وکلاه برداري پژوهش ديگري درباره مفاسد تلويزيونهاي عربي نشان داده است که 41 درصد جرايم و47 درصد کلاهبرداريها ناشي از تأثير فيلمهاي مخرّب تلويزيون است. فيلمهاي ماهواره كه ديگر جاي خود دارد!
محتواي مخرّب فيلمها در تحقيقي که روي 500 فيلم تلويزيوني انجام شده، مشخّص شده است که موضوع 72 درصد آنها عشق و عاشقي، جرم و جنايت و صحنههاي جنسي و شهواني است . با اين وجود، انتظار داريم جوانان از کانالهاي ماهوارهاي، چه ياد بگيرند؟ دکتر بلوهر ميگويد: « فيلمهاي تجاري که امروزه در دنيا منتشر شدهاست، بيشتر آنها غريزه جنسي وشهواني جوانان را شعلهور وتحريک ميکند. دختران و پسران جوان مسائل مخرّبِ جنسي را از اين فيلمها ميآموزند. اينگونه فيلمها، جوانان را بسوي هلاکت و نابودي ميکشاند.» تحقيقي نشان دادهاست كه يادگيري بيشتر اعمال جنسي از طريق تلويزيون است پس واي بحال کانالهاي ماهوارهاي!
کودکان و تلويزيون در تحقيقي که دکتر چارا انجام دادهاست در مجموعه فيلمهاي که در دنيا براي کودکان پخش و عرضه ميشود، موضوع 6/29درصد آنها مسائل جنسي، 4/27 درصد جرائم و 15 درصد حول عشق و قضاياي شهواني ميباشد.
مشکلات خانوادگي از ديگر آثار مخرّب فيلمهاي ماهوارهاي بروز مشكلات عديده خانوادگي و اجتماعي در جامعه بويژه نسل جوان است. معضلاتي از قبيل: 1- تأخير در ازدواج و زياد شدن طلاق 2- مبارزه گسترده با ازدواج مجدّد و جنايت جلوه دادن آن 3- معاشرت دختران و پسران جوان، قبل از عقد ازدواج 4- ورود بسياري از عادتهاي غربي به خانهها و الگوپذيري از سبك غلط زندگي آنان 5- عدم احترام به پدرو مادر 6- قطع صله رحم و بيتوجّهي به حقوق شهروندان و همسايگان و ...
خشم خداوند مهّمترين اثرِ ديدن و شنيدنِ صحنهها و صداهاي حرام، دچار شدن به خشم و غضب خداوند است. هرگاه دستگاه خود را روشن ميكنيد با صدها نوع از نواع محرّمات مواجه ميشويد. محرّماتي مانند: 1- نگاه کردن به زنان لخت و بيحجاب و يا بدحجاب 2- گوش دادن به موسيقيها و ترانهها 3- بار آوردن خانواده و فرزندان بر اين مفاسد و محرّمات 4- اسراف در اموال و ضايع نمودن وقت که بعنوان بهترين سرمايه انسان است.
خواننده عزيز به اين حديث شريف توجه كن!!
عَنْ أَبِى بَرْزَةَ الأَسْلَمِىِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « لاَ تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ عُمْرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَعَنْ عِلْمِهِ فِيمَا فَعَلَ وَعَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَفِيمَا أَنْفَقَهُ وَعَنْ جِسْمِهِ فِيمَا أَبْلاَهُ » [الترمذي]
رسول الله صلي الله عليه وسلم ميفرمايند: «روز قيامت هيچ فردي نميتواند قدم از قدم بردارد، تا به اين سؤالات پاسخ دهد؛ 1- عمرش را در چه راهي گذرانده است؟ 2- با علم و دانش خود چه نموده است؟ 3- مالش را از چه راهي بدست آورده و در چه راهي خرج كرده است؟ 4- از نيرو و توان جسمياش در چه راهي استفاده كرده است؟ » |
|